محمد باقر ملكيان

88

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

هيچ خطيب ساحر بيان و هيچ شاعر سخندان ، سراغ نداريم ، كه سخن و شعرش در اوائل امرش و اواخر كارش يكسان باشد . و بر اين اساس ، هركلام انسانى كه فرض شود و گوينده‌اش هركس باشد ، بارى ايمن از خطاء نيست ، چون گفتيم اولا انسان به تمامى اجزاء و شرائط واقع ، اطلاع و احاطه ندارد ، و ثانيا كلام اوائل امرش ، با اواخر كارش ، و حتى اوائل سخنانش در يك مجلس ، با اواخر آن يكسان نيست ، هرچند كه ما نتوانيم تفاوت آن را لمس نموده ، و روى موارد اختلاف انگشت بگذاريم ، اما اين‌قدر مىدانيم كه قانون تحول و تكامل عمومى است . و بنابراين اگر در عالم ، با كلامى مواجه شويم كه كلامى جدى و جدا سازنده حق از باطل باشد ، نه هذيان و شوخى و يا هنرنمايى ، در عين حال اختلافى در آن نباشد ، بايد يقين كنيم ، كه اين كلام آدمى نيست ، اين همان معنايى است كه قرآن كريم آن را افاده مىكند ، و مىفرمايد : أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً « 1 » و نيز مىفرمايد : وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ، وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ، وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ « 2 » . و در مورد قسم اين آيه ، نظر و دقت كن ، كه به چه چيز سوگند خورده ، به آسمان و زمينى كه همواره در تحول و دگرگونى هستند ، و براى چه سوگند خورده ؟ براى قرآنى كه دگرگونگى ندارد ، و متكى بر حقيقت ثابته‌اى است كه همان تاويل آن است .

--> ( 1 ) . سوره نساء : 82 . ( 2 ) . سوره طارق : 14 .